تبليغاتX
فریاد زیر اب

زیر بارون تو خیابون عاشقی قدم زنون میره تا بی نهایت

ساکت اما تو قلبش داره یه دنیا شکایت

توچشماش حلقه اشکه ؛تو قلبش غم دنیا

همه دنیاش زیر بارون؛خودشم تو غم اسیر

خاطرات زیر بارون دیگه از یادش نمیره

یادش نمیره که آسمون از غم غربت  چشماش زد زیر گریه

یادش نمیره اشکهای بی قراریش

یادش نمیره دستهای خالیش

یادش نمیره خواهشی که از خدا کرد برای آخرین بار

یادش نمیره که آسمون از غم غربت  چشماش زد زیر گریه

یادش نمیره اشکهای بی قراریش

یادش نمیره دستهای خالیش

یادش نمیره خواهشی که از خدا کرد برای آخرین بار

خواهشی دارم ؛ تو در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش مگذار

+ نوشته شده توسط رایکاوهادی در شنبه هفتم مهر 1386 و ساعت 10:31 |
 

چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن ای كاش ميدانستي بدون تو وبه دوراز دستهاي مهربانت زندگي چه نا شکيباست

 

+ نوشته شده توسط رایکاوهادی در شنبه هفتم مهر 1386 و ساعت 10:21 |
+ نوشته شده توسط رایکاوهادی در شنبه هفتم مهر 1386 و ساعت 10:16 |


www.irLearn.com